براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:<-***:::دنیای جدید هاو عجیب ها:::***-> در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
!-- دنیای جدید ها و عجیب ها-->
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته دوم دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
.:: تابلوي اعلانات و بنردوني ::.

[+]
نوشته شده توسط رفیع در 2:12
|
|
عشق بزرگ
و اعتراف قشنگ ست اگر چه با تاخير
پرنده بودم اما پرندهای دلگير
پرنده بودم اما حوای باغ زمين
از آسمان بلندم کشيده بود به زير
پرنده بودم اما پرندهای بیپر
پرنده بودم آری ولی عليل و اسير
*
چقدر منتظرت بودم ای چراغ مراد
که خط گمشدهام را بياوری به مسير
و آمدی و مرا زين خرابه پر دادی
به سمت باز افقهای روشن تقدير
***
ميان اين من حال و تو ای من پيشين
تفاوتی است اساسي، قبول کن بپذير
گذشت آنچه ميان من و تو بود گذشت
ترا نديده گرفتم، مرا نديده بگير
به راز عشق بزرگی وقوف يافتهام
مرا مجاب نمیکرد عشقهای حقير
پرندهام اينک يک پرنده آزاد
پرندهام آری يک پرنده ...
[+]
نوشته شده توسط رفیع در 1:36
|
|
رفـــــــــــیع خـــــــان : rafee_bahal
hhلاامیــــــــــــــــر جوووووون :bihal_amir

ppحـسین=ارشیاخنده:arshai_zeba

[+]
نوشته شده توسط رفیع در 9:12
|
|
دریچه ها
ما چون دو دریچه ، رو به روی هم
آگاه ز هر بگو مگوی هم
هر روز سلام و پرسش و خنده
هر روز قرار روز اینده
عمر اینه ی بهشت ، اما ... آه
بیش از شب و روز تیره و دی کوتاه
کنون دل من شکسته و خسته ست
زیرا یکی از دریچه ها بسته ست
نهمهر فسون ، نه ماه جادو کرد
نفرین به سفر ، که هر چه کرد او کرد
[+]
نوشته شده توسط رفیع در 19:2
|
|
گریز و درد
رفتم ! مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهی به جـــز گریـز برایم نمانده بود !
ایــن عشق آتشین پـــــر از درد بیامید
در وادیِ جنــــونـــم کشانده بــــــــود
<><><><><><>
رفتم که داغ بوسه پرحسرت تو را
با اشکهای دیده زلب شستشو دهم
رفتم که ناتمام بمانم در این سرود
رفتم که با نگفته به خود آبرودهم
<><><><><><>
رفتم! مگو ! مگو که چرا رفت! ننگ بود
عشق مــــن و نیاز تـــو و سوز و ساز ما
از پردۀ خموشی و ظلمت، چو نور صبح
بیرون فتاده بــــــود به یکباره راز مـــا
<><><><><><>
رفتم که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم
در لابلای دامـــــن شبرنگ زنـــــدگــی
رفتم که در سیاهی یک گور بینشان
فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زندگی
<><><><><><>
من از دو چشم روشن و گریان گریختم
از خندههای وحشی طوفان گریختم
از بستر وصال به آغوش سردِهجر
ازرده از ملامت وجدان گریختم
<><><><><><>
ای سینه ! در حرارت سوزان خود بسوز
دیگر سراغ شعله آتش زمن مگیر !
میخواستم که شعله شوم سرکشی کنم
مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر !
<><><><><><>
روحی مُشوشم که شبی بیخبر ز خویش
در دامن سکوت به تلخی گریستم
نالان ز کردهها و پشیمان ز گفتهها
دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم !
[+]
نوشته شده توسط رفیع در 11:35
|
|